دخترطلای ماماندخترطلای مامان، تا این لحظه: 12 سال و 12 روز سن داره

برای تو که میدونم یه روزی میای...

برگ چهل و پنجم

دختر نازنینم  آخرین ساعتهای سال 1393 رو در کنار هم سپری میکنیم و من از این با هم بودن به خود میبالم و هزاران هزار بار خدای  مهربانم را شاکرممم. امیدوارم سالیان سال سالم و شاد در کنار هم نوروز را جشن بگیریم.     خدای من ، ای نیروی شگرف هستی ممنونم به خاطر تمام خنده هایی که امسال بر لبانم نشاندی ... ممنونم به خاطر داشتن فرشته زیبا و دوست داشتنی زندگی من ، دخترم ... ممنونم به خاطر کاری که امسال به لطف و مهربانیت نصیبم شد .... ممنونم به خاطر تمام اشکهایی که امسال از چشمانم جاری شد که همه از سر شوق بود ..... ممنونم به خاطر اینکه همیشه دستم رو گرفتی با اینکه بنده خوبی برایت نبودم ....ممنونم ...
29 اسفند 1393

برگ چهل و چهارم

سلام دختر قشنگم . امروز پنجمین سالگرد ازدواج منو بابائیه ... و تو قشنگ ترین هدیه خدا ، با ارزشترین مهمان امسال جشنمون هستی ...   امیدوارم سالیان سال در کنار هم این روز رو جشن بگیریم ... الهی آمین   عزیزکم ، فردا پنج ماه شما تموم میشه ... امروز داشتم به سال گذشته این موقع فکر میکردم که تو توو شکم مامانی بودی ... چقدر زود گذشت ... چه روزایی رو با هم سپری کردیم ...شکر خدا  صحیح و سالم به دنیا اومدی ... به عکسات از روز تولدت نگاه میکردم ،چقدر بزرگ و خانم شدی دخترم ....انشالا همیشه سالم باشی عشقم.   دخترم دیگه کم کم داره بهار و عید میرسه ... اولین عید ،سه تایی، کنار سفره هفت سی...
12 اسفند 1393
1